محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
638
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
خبر رفتن عمرو بن العاص به نزديك معاويه به شام آنگاه كه عثمان را به حصار گرفتند ، عمرو بن العاص به ضيعت خويش بود با دو پسر محمّد و عبد الله . چون خبر كشتن عثمان درست شد ، هر دو پسر را بخواند و گفت : ما را صواب چنان است كه اينجا صبر كنيم تا كار به چه رسد كه طلحه و زبير با عايشه به مكّه شدند بر خلاف على . گفت : اى پسر ، به هر حال على بهتر از طلحه و زبير و عايشه كه على پسر عمّ پيغمبر است . و هم نخواست كه پيش على شود ، گفت تا كار به چه رسد . پس خبر آمد او را كه معاويه به شام بيعت همىكند به طلب خون عثمان ، و بر على تهمت همى كند و امامت بر خويشتن همىبندد . پسران را گفت : چه بينيد ، پيش على شويم يا پيش معاويه ؟ ايشان گفتند على ابن عمّ پيغمبر است و داماد او است و سابق است در دين ، واجب چنان كند كه همه كس سوى او شوند . عمرو گفت : چنين است و ليكن على مردى مرد است [ 272 b ] و شجاع ، وى را به كس حاجت نبود . ما را سوى معاويه بايد شدن كه هر كه سوى وى شود سپاس وى بيابد ، كه او را به هر كس حاجت است . پس برفت با پسران و سوى معاويه شد . چون آنجا رسيد ، همه شام بر يك شمشير ايستاده ديد و بيعت كرده به خون عثمان ، و مردى نامش نعمان [ بن بشير ] الأنصارى ، آن روز كه آن واقعه